بهسبب شرایط یا ساختار موجود تقریباً از پیش محتوم و اجتنابناپذیر شده
مثالهای طبیعی
Ohne klare Zuständigkeiten sind Konflikte zwischen den Abteilungen vorprogrammiert.
بدون مسئولیتهای روشن، تعارض میان واحدها تقریباً اجتنابناپذیر است.
Bei einem derart knappen Testfenster sind vermeidbare Fehler vorprogrammiert.
با چنین بازهٔ کوتاه آزمایشی، بروز خطاهای قابل پیشگیری تقریباً حتمی است.
Wenn Anreize und Ziele einander widersprechen, ist das Scheitern vorprogrammiert.
وقتی مشوقها و اهداف با هم در تضاد باشند، شکست از پیش محتوم است.
نکتهٔ کاربردی
کاربرد مجازی از «wahrscheinlich» قویتر است و میرساند که خودِ شرایط نتیجه را تا حد زیادی اجتنابناپذیر کردهاند.
