سخنان یا مقدمهای که پیش از پرداختن به موضوع اصلی میآید
مثالهای طبیعی
Ohne lange Vorrede erklärte die Vorsitzende, warum die Sitzung einberufen worden war.
رئیس جلسه بدون مقدمهچینی طولانی توضیح داد چرا جلسه تشکیل شده است.
In der Vorrede erläutert der Autor die Entstehung des Werkes.
نویسنده در پیشگفتار توضیح میدهد اثر چگونه شکل گرفته است.
Nach einer kurzen Vorrede kam der Redner unmittelbar auf die strittige Frage zu sprechen.
سخنران پس از مقدمهای کوتاه مستقیماً به موضوع اختلافی پرداخت.
نکتهٔ کاربردی
«Vorrede» در گفتار روزمره از «Einleitung» یا «Vorwort» کمکاربردتر است، اما در عبارتهای ثابت و بافت رسمی یا ادبی طبیعی است.
