وسیله، سازوکار یا آرایش ساختهشدهای که برای انجام یک کار فنی مشخص طراحی شده است
مثالهای طبیعی
Eine mechanische Vorrichtung verhindert das Öffnen der Klappe während des Betriebs.
یک سازوکار مکانیکی مانع باز شدن دریچه هنگام کار میشود.
Die Probe wird mit einer speziellen Vorrichtung exakt in Position gehalten.
نمونه با یک وسیلهٔ ویژه دقیقاً در جای خود نگه داشته میشود.
Die Tür verfügt über eine Vorrichtung zur automatischen Verriegelung.
در دارای سازوکاری برای قفل شدن خودکار است.
نکتهٔ کاربردی
«Vorrichtung» از نام یک قطعهٔ مشخص گستردهتر است و بر مجموعه یا سازوکاری تأکید دارد که برای وظیفهای خاص ساخته شده است.
