در یک موقعیت با احتیاط پیش رفتن و از خطر غیرضروری پرهیز کردن
مثالهای طبیعی
Bei ungeklärter Rechtslage sollte die Behörde Vorsicht walten lassen.
با روشن نبودن وضعیت حقوقی، اداره باید جانب احتیاط را رعایت کند.
Die Anlegerin ließ angesichts der starken Schwankungen Vorsicht walten.
سرمایهگذار با توجه به نوسانهای شدید با احتیاط عمل کرد.
Beim Umgang mit vertraulichen Daten ist besondere Vorsicht walten zu lassen.
در کار با دادههای محرمانه باید احتیاط ویژهای به خرج داد.
نکتهٔ کاربردی
این عبارت از «vorsichtig sein» رسمیتر است و در توصیهها، ارزیابیها و زبان اداری رایج است.
