فاصله یا برتری نسبت به دیگران از نظر امتیاز، مسافت یا پیشرفت.
مثالهای طبیعی
Die Läuferin hatte kurz vor dem Ziel einen kleinen Vorsprung.
دونده کمی پیش از خط پایان اندکی پیشتاز بود.
Unser Team baute den Vorsprung in der zweiten Halbzeit aus.
تیم ما در نیمهٔ دوم برتریاش را بیشتر کرد.
Der Konkurrent holte den Vorsprung kurz vor Schluss auf.
رقیب کمی پیش از پایان فاصله را جبران کرد.
نکتهٔ کاربردی
Vorsprung مذکر و جمع آن Vorsprünge است؛ میتوان آن را حفظ، بیشتر یا از دست داد؛ طرف مقایسه اغلب با vor میآید.
درس کوتاه: Vorsprung
فاصله یا برتری نسبت به دیگران از نظر امتیاز، مسافت یا پیشرفت. Vorsprung مذکر و جمع آن Vorsprünge است؛ میتوان آن را حفظ، بیشتر یا از دست داد؛ طرف مقایسه اغلب با vor میآید.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «Vorsprung» مطابقت دارد؟
