عمداً این تصور نادرست را ایجاد کردن که چیزی واقعی یا موجود است
مثالهای طبیعی
Der Mitarbeiter täuschte eine Krankheit vor, um der Anhörung fernzubleiben.
کارمند برای شرکت نکردن در جلسهٔ رسیدگی، بیماری را وانمود کرد.
Die Gegenseite täuschte Einigkeit vor, obwohl intern heftiger Streit herrschte.
طرف مقابل وحدت را وانمود میکرد، با اینکه در داخل اختلاف شدیدی وجود داشت.
Die Webseite täuschte den Kunden eine behördliche Genehmigung vor.
وبسایت به مشتریان وانمود میکرد که مجوز دولتی دارد.
نکتهٔ کاربردی
«vortäuschen» عمدی است: گوینده چیزی غیرواقعی را واقعی جلوه میدهد. این واژه از «darstellen» قویتر و آشکارا فریبکارانهتر است.
