معنی ۱neutral · 87%
ویژگی، سود یا شرایط مثبتی که چیزی را بهتر یا آسانتر میکند
مثالهای طبیعی
Ein großer Vorteil der Heimarbeit ist die gesparte Fahrzeit.
یکی از مزیتهای بزرگ دورکاری صرفهجویی در زمان رفتوآمد است.
Dieses Modell hat den Vorteil, dass der Akku länger hält.
مزیت این مدل این است که باتری مدت بیشتری دوام میآورد.
Mit Berufserfahrung bist du gegenüber anderen Bewerbern im Vorteil.
با سابقهٔ کاری نسبت به سایر متقاضیان مزیت داری.
نکتهٔ کاربردی
متضاد آن Nachteil است. الگوی مفید den Vorteil haben, dass ... است.

