باوری ثابت دربارهٔ فرد یا گروهی که بدون شناخت کافی شکل گرفته است.
مثالهای طبیعی
Ein Vorurteil gegen ältere Bewerber schadet der Firma.
پیشداوری علیه متقاضیان مسن به شرکت آسیب میزند.
Sie prüfte ihre Vorurteile, bevor sie urteilte.
او پیش از قضاوت، پیشداوریهایش را بررسی کرد.
Das Gespräch half, ein Vorurteil abzubauen.
گفتوگو به کمشدن یک پیشداوری کمک کرد.
نکتهٔ کاربردی
Vorurteil خنثی و جمع آن Vorurteile است؛ اغلب با gegen و آکوزاتیو میآید و میتواند ناعادلانه باشد.
درس کوتاه: Vorurteil
باوری ثابت دربارهٔ فرد یا گروهی که بدون شناخت کافی شکل گرفته است. Vorurteil خنثی و جمع آن Vorurteile است؛ اغلب با gegen و آکوزاتیو میآید و میتواند ناعادلانه باشد.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «Vorurteil» مطابقت دارد؟
