مدل یا نمونهٔ شاخصی که بسیار موفق و شایستهٔ الگوبرداری معرفی میشود
مثالهای طبیعی
Die Stadt präsentiert das Quartier als Vorzeigemodell nachhaltiger Planung.
شهر این محله را بهعنوان نمونهٔ شاخص برنامهریزی پایدار معرفی میکند.
Das neue Fahrzeug gilt als Vorzeigemodell der elektrischen Produktpalette.
خودروی جدید مدل شاخص مجموعهٔ محصولات برقی به شمار میرود.
Ob die Schule wirklich ein Vorzeigemodell ist, lässt sich erst nach mehreren Jahren beurteilen.
اینکه مدرسه واقعاً یک الگوی نمونه هست یا نه، تنها پس از چند سال قابل ارزیابی است.
نکتهٔ کاربردی
این واژه میتواند واقعاً تحسینآمیز باشد یا وقتی دربارهٔ نمایندهبودن موفقیت تردید وجود دارد، اندکی طعنهآمیز یا انتقادی شود.
