یک گزینه را بهدلیل سازگاری بیشتر با خواستهها، بر گزینهای دیگر ترجیحدادن.
مثالهای طبیعی
Ich ziehe den Zug dem Auto vor.
قطار را به خودرو ترجیح میدهم.
Sie zog einen ruhigen Abend dem Konzert vor.
او یک شب آرام را به کنسرت ترجیح داد.
Viele Gäste ziehen es vor, draußen zu essen.
بسیاری از مهمانان غذا خوردن در فضای باز را ترجیح میدهند.
نکتهٔ کاربردی
vorziehen جداشدنی و نامنظم است: zieht vor، zog vor، hat vorgezogen؛ ساخت رایج: چیزی را به گزینهای دیگر ترجیحدادن (داتیو + آکوزاتیو). ساخت رایج دیگر: es vorziehen, etwas zu tun.
درس کوتاه: vorziehen
یک گزینه را بهدلیل سازگاری بیشتر با خواستهها، بر گزینهای دیگر ترجیحدادن. vorziehen جداشدنی و نامنظم است: zieht vor، zog vor، hat vorgezogen؛ ساخت رایج: چیزی را به گزینهای دیگر ترجیحدادن (داتیو + آکوزاتیو). ساخت رایج دیگر: es vorziehen, etwas zu tun.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «vorziehen» مطابقت دارد؟
