چیزی را با سنجیدن دلایل، پیامدها یا گزینهها با دقت بررسی کردن
مثالهای طبیعی
Der Ausschuss muss Nutzen und Risiken der Reform sorgfältig wägen.
کمیته باید مزایا و خطرهای اصلاحات را با دقت بسنجد.
Bevor wir urteilen, sollten wir die Interessen aller Beteiligten wägen.
پیش از قضاوت، باید منافع همهٔ طرفهای درگیر را بسنجیم.
Sie wog lange die beruflichen Chancen gegen die familiären Belastungen.
او مدت زیادی فرصتهای شغلی را در برابر فشارهای خانوادگی سبکسنگین کرد.
نکتهٔ کاربردی
در آلمانی روزمره برای مقایسهٔ گزینهها abwägen معمولاً طبیعیتر است و wägen رسمیتر یا ادبیتر به نظر میرسد.
