معنی ۱neutral · 87%
برای مدتی ادامه داشتن یا دوام آوردن
مثالهای طبیعی
Der Frieden währte nur wenige Monate.
صلح فقط چند ماه دوام آورد.
Die Erinnerung an dieses Ereignis wird lange währen.
یاد این رویداد مدت زیادی باقی خواهد ماند.
Während die Feier währte, blieb der Platz für den Verkehr gesperrt.
تا زمانی که مراسم ادامه داشت، میدان به روی ترافیک بسته بود.
نکتهٔ کاربردی
«währen» از «dauern» روزمره رسمیتر و ادبیتر است. آن را با «gewähren» به معنی اعطا کردن اشتباه نکنید.
