ارزش یا اهمیت کسی یا چیزی را بهرسمیت شناختن و ابراز کردن.
مثالهای طبیعی
Die Schule würdigte den Einsatz der freiwilligen Helfer.
مدرسه از تلاش داوطلبان قدردانی کرد.
In ihrer Rede würdigte sie die Arbeit des ganzen Teams.
او در سخنرانیاش از کار کل گروه قدردانی کرد.
Der Bericht würdigt auch die Schwierigkeiten des Projekts.
گزارش دشواریهای پروژه را نیز بهرسمیت میشناسد.
نکتهٔ کاربردی
würdigen باقاعده و متعدی است: würdigt، würdigte، hat gewürdigt؛ معمولاً دستاورد یا سهم فرد مفعول است.
درس کوتاه: würdigen
ارزش یا اهمیت کسی یا چیزی را بهرسمیت شناختن و ابراز کردن. würdigen باقاعده و متعدی است: würdigt، würdigte، hat gewürdigt؛ معمولاً دستاورد یا سهم فرد مفعول است.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «würdigen» مطابقت دارد؟
