بهشدت آشفته، افراطی یا مهارنشده
مثالهای طبیعی
Nach der Niederlage stieß er wüste Beschimpfungen aus.
پس از شکست، ناسزاهای تند و مهارنشدهای بر زبان آورد.
Im Archiv herrschte nach dem Umzug ein wüstes Durcheinander.
پس از جابهجایی، بایگانی در آشفتگی شدیدی بود.
Im Netz kursierten die wüstesten Spekulationen über den Rücktritt.
در اینترنت افراطیترین گمانهزنیها دربارهٔ استعفا پخش شد.
نکتهٔ کاربردی
در کاربرد مجازی، «wüst» شدتِ آشفتگی، افراط یا از دست رفتن کنترل را میرساند. کاربرد تحتاللفظی برای زمین بایر هم وجود دارد، اما این مدخل بر کاربرد انتزاعی رایج تمرکز دارد.
