معنی ۱neutral; geography · 82%
سرزمینی بسیار خشک با بارش اندک و پوشش گیاهی پراکنده.
مثالهای طبیعی
In der Wüste fällt nur selten Regen.
در بیابان بهندرت باران میبارد.
Die Karawane überquerte eine kalte Wüste im Norden.
کاروان از بیابانی سرد در شمال گذشت.
Trotz des kurzen Regens blieb die Wüste fast ohne Pflanzen.
با وجود باران کوتاه، بیابان تقریباً بیگیاه ماند.
نکتهٔ کاربردی
Wüste مؤنث و جمع آن Wüsten است؛ بیابان میتواند گرم یا سرد باشد و همیشه شنی نیست.
درس کوتاه: Wüste
سرزمینی بسیار خشک با بارش اندک و پوشش گیاهی پراکنده. Wüste مؤنث و جمع آن Wüsten است؛ بیابان میتواند گرم یا سرد باشد و همیشه شنی نیست.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «Wüste» مطابقت دارد؟
