معنی ۱neutral · 88%
وسیلهای برای اندازهگیری وزن شخص یا چیزی.
مثالهای طبیعی
Die Küchenwaage zeigt zweihundert Gramm an.
ترازوی آشپزخانه دویست گرم نشان میدهد.
Die Krankenschwester bat mich, mich auf die Waage zu stellen.
پرستار از من خواست روی ترازو بایستم.
Unsere Kofferwaage funktioniert seit gestern nicht mehr.
ترازوی چمدانمان دیروز خراب شد.
نکتهٔ کاربردی
Waage یک اسم آلمانی با حرف تعریف die است و شکل جمع آن Waagen است.
