معنی ۱neutral · 90%
در حال خواب نبودن؛ بیدار
مثالهای طبیعی
Ich bin seit sechs Uhr wach.
از ساعت شش بیدارم.
Bist du noch wach?
هنوز بیداری؟
Nach dem Kaffee bin ich wieder wacher.
بعد از قهوه دوباره هوشیارترم.
نکتهٔ کاربردی
عبارت رایج noch wach sein است.
ترکیبهای رایج
wach sein — بیدار بودن

