معنی ۱economic; technical · 82%
معیاری برای سنجش سرعت افزایش مقدار یا اقتصاد در یک دوره.
مثالهای طبیعی
Die Wachstumsrate lag im letzten Quartal bei zwei Prozent.
نرخ رشد در سهماههٔ گذشته دو درصد بود.
Analysten erwarten eine höhere Wachstumsrate im Frühjahr.
تحلیلگران در بهار انتظار نرخ رشد بالاتری دارند.
Die Wachstumsrate der Pflanzen sank bei wenig Licht.
نرخ رشد گیاهان در نور کم کاهش یافت.
نکتهٔ کاربردی
Wachstumsrate مؤنث و جمع آن Wachstumsraten است؛ اغلب بهصورت درصد در دورهای مشخص بیان میشود.
درس کوتاه: Wachstumsrate
معیاری برای سنجش سرعت افزایش مقدار یا اقتصاد در یک دوره. Wachstumsrate مؤنث و جمع آن Wachstumsraten است؛ اغلب بهصورت درصد در دورهای مشخص بیان میشود.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «Wachstumsrate» مطابقت دارد؟
