معنی ۱neutral · 87%
حالت گرمبودن یا حرارت؛ گرما
مثالهای طبیعی
Die Wärme der Sonne tut gut.
گرمای خورشید حس خوبی دارد.
Die Anlage erzeugt Wärme für das ganze Gebäude.
این سامانه برای کل ساختمان گرما تولید میکند.
Gute Fenster halten die Wärme im Raum.
پنجرههای خوب گرما را داخل اتاق نگه میدارند.
نکتهٔ کاربردی
Wärme معمولاً غیرقابلشمارش است؛ در بافت فنی اغلب به انرژی حرارتی اشاره دارد.

