معنی ۱neutral · 90%
جرئت انجام کاری را داشتن یا ریسک کردن
مثالهای طبیعی
Ich wage einen neuen Versuch.
یک تلاش جدید را امتحان میکنم.
Wagst du, allein zu reisen?
جرئت میکنی تنها سفر کنی؟
Das Unternehmen wagt einen großen Schritt.
شرکت ریسک بزرگی میکند.
نکتهٔ کاربردی
wagen اغلب با مفعول Akkusativ یا zu-Infinitiv میآید.
ترکیبهای رایج
— جرئت یا ریسک چیزی را کردن

