یک دور رأیگیری در یک انتخابات، بهویژه وقتی ممکن است چند دور لازم باشد
مثالهای طبیعی
Im ersten Wahlgang erreichte keiner der Kandidaten die erforderliche Mehrheit.
در دور نخست رأیگیری هیچیک از نامزدها اکثریت لازم را به دست نیاورد.
Nach zwei erfolglosen Wahlgängen wurde die Sitzung unterbrochen.
پس از دو دور رأیگیری بینتیجه، جلسه متوقف شد.
Der zweite Wahlgang ist für Freitagnachmittag angesetzt.
دور دوم رأیگیری برای بعدازظهر جمعه تعیین شده است.
نکتهٔ کاربردی
«Wahlgang» به یک دور اشاره دارد، نه کل انتخابات؛ «Wahl» گستردهتر است و میتواند کل رویداد انتخاباتی را بیان کند.
