معنی ۱informal; emphatic · 82%
رفتار یا وضعیتی بسیار غیرعاقلانه؛ در محاوره همچنین ندایی برای شگفتی زیاد.
مثالهای طبیعی
Ohne Plan in den Bergen zu zelten, wäre Wahnsinn.
کمپزدن در کوهستان بدون برنامه دیوانگی است.
Die Ticketpreise für das Finale sind Wahnsinn.
قیمت بلیتهای فینال دیوانهوار است.
Das Konzert war der Wahnsinn!
کنسرت فوقالعاده بود!
نکتهٔ کاربردی
Wahnsinn مذکر و معمولاً غیرقابلشمارش است؛ محاورهای Das ist Wahnsinn! میتواند هیجان مثبت هم برساند.
درس کوتاه: Wahnsinn
رفتار یا وضعیتی بسیار غیرعاقلانه؛ در محاوره همچنین ندایی برای شگفتی زیاد. Wahnsinn مذکر و معمولاً غیرقابلشمارش است؛ محاورهای Das ist Wahnsinn! میتواند هیجان مثبت هم برساند.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «Wahnsinn» مطابقت دارد؟
