معنی ۱neutral · 87%
بسیار شدید یا غیرعقلانی؛ در گفتار همچنین برای تشدید صفت یا جمله
مثالهای طبیعی
Das Hotel ist in der Hauptsaison wahnsinnig teuer.
این هتل در فصل شلوغ فوقالعاده گران است.
Das Konzert gestern war wahnsinnig gut.
کنسرت دیروز فوقالعاده خوب بود.
Ohne Vorbereitung dort hinaufzuklettern wäre eine wahnsinnige Idee.
بالا رفتن از آنجا بدون آمادگی ایدهای بسیار بیپروا و غیرعاقلانه است.
نکتهٔ کاربردی
در نقش تشدیدکننده، wahnsinnig اغلب معادل «فوقالعاده/بسیار» است. کاربرد مستقیم دربارهٔ شخص حساستر است و توصیف بالینی خنثی محسوب نمیشود.

