قابل حس، مشاهده یا تشخیص، حتی اگر بسیار خفیف باشد
مثالهای طبیعی
Die Erwärmung ist inzwischen auch in höheren Lagen deutlich wahrnehmbar.
گرمایش اکنون حتی در ارتفاعات بالاتر نیز بهوضوح قابل تشخیص است.
Nach der Kritik war eine spürbare, aber kaum wahrnehmbare Spannung im Raum.
پس از انتقاد، تنشی در اتاق وجود داشت که بهسختی قابل تشخیص بود.
Schon nach wenigen Minuten war eine leichte Verbesserung der Klangqualität wahrnehmbar.
تنها پس از چند دقیقه بهبود اندکی در کیفیت صدا قابل تشخیص بود.
نکتهٔ کاربردی
«wahrnehmbar» از «sichtbar» گستردهتر است؛ چیزی میتواند از طریق صدا، بو، لمس یا ادراک کلی قابل تشخیص باشد، نه فقط از راه دیدن.
