معنی ۱neutral · 87%
دیوار عمودیِ تشکیلدهنده یا جداکنندهٔ یک اتاق یا ساختمان
مثالهای طبیعی
An der Wand hängt ein großes Foto.
یک عکس بزرگ روی دیوار آویزان است.
Wir müssen die feuchte Wand neu streichen.
باید دیوار نمدار را دوباره رنگ کنیم.
Der Schrank steht direkt an der Wand.
کمد درست کنار دیوار قرار دارد.
نکتهٔ کاربردی
برای موقعیت معمولاً an der Wand میآید؛ برای حرکت به سمت دیوار از an die Wand استفاده میشود.

