معنی ۱neutral · 82%
پیامی که توجه کسی را به خطری یا مشکلی احتمالی جلب میکند.
مثالهای طبیعی
Die Warnung vor starkem Wind kam rechtzeitig.
هشدار دربارهٔ باد شدید بهموقع رسید.
Er ignorierte die Warnung und fuhr weiter.
او هشدار را نادیده گرفت و به رانندگی ادامه داد.
Am Eingang hängt eine Warnung vor rutschigen Stufen.
در ورودی هشداری دربارهٔ پلههای لغزنده نصب است.
نکتهٔ کاربردی
Warnung مؤنث و جمع آن Warnungen است؛ میتوان هشدار داد، گرفت یا نادیده گرفت؛ خطر اغلب با vor و داتیو میآید.
درس کوتاه: Warnung
پیامی که توجه کسی را به خطری یا مشکلی احتمالی جلب میکند. Warnung مؤنث و جمع آن Warnungen است؛ میتوان هشدار داد، گرفت یا نادیده گرفت؛ خطر اغلب با vor و داتیو میآید.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «Warnung» مطابقت دارد؟
