معنی ۱neutral · 87%
مجرای طبیعی یا مصنوعی که آب در آن جریان دارد
مثالهای طبیعی
Der natürliche Wasserlauf soll bei den Bauarbeiten vollständig erhalten bleiben.
قرار است آبراه طبیعی در جریان ساختوساز کاملاً حفظ شود.
Nach dem Starkregen traten mehrere kleine Wasserläufe über die Ufer.
پس از باران شدید، چند آبراه کوچک از بستر خود سرریز کردند.
Die Grundstücksgrenze folgt über zweihundert Meter dem alten Wasserlauf.
مرز زمین بیش از دویست متر در امتداد آبراه قدیمی پیش میرود.
نکتهٔ کاربردی
Wasserlauf بر مسیر جریان آب تأکید دارد، در حالی که Gewässer گستردهتر است و آب ساکن را هم شامل میشود.
