رویداد یا نشانهٔ هشداردهندهای که توجه را به مشکلی جدی جلب میکند و به اقدام وامیدارد
مثالهای طبیعی
Der Angriff war ein Weckruf für Unternehmen mit veralteten Sicherheitssystemen.
این حمله برای شرکتهایی با سامانههای امنیتی قدیمی زنگ بیدارباش بود.
Die neuen Zahlen sollten als Weckruf für die Gesundheitspolitik verstanden werden.
آمار جدید باید زنگ بیدارباشی برای سیاستگذاری سلامت تلقی شود.
Der Verlust des Großkunden erwies sich als notwendiger Weckruf für das Management.
از دست دادن مشتری بزرگ، هشداری ضروری برای مدیریت از آب درآمد.
نکتهٔ کاربردی
در کاربرد مجازی، «Weckruf» از یک «Hinweis» معمولی قویتر است و فوریت و نیاز به تغییر رفتار یا سیاست را میرساند.
