معنی ۱neutral · 82%
رفته یا گم بودن
معادلها در زبانهای پایه
فارسی
رفته بودن، نبودن
Հայերեն
չլինել, գնացած լինել
chlinel, gnatsats linel
مثالهای طبیعی
Mein Schlüssel ist weg.
کلیدم نیست.
Frau Müller ist weg.
خانم مولر رفته است.
Der Kuchen ist weg.

هر روز، یک قدم جلوتر در مسیر یادگیری زبان
در حال آمادهسازی مسیر یادگیری…مدخل آموزشی تأییدشده
بریتانیایی: /vɛk zaɪ̯n/آمریکایی: /vɛk zaɪ̯n/
تکیه مطابق شکل گفتاری آلمانی است.
معادلها در زبانهای پایه
فارسی
رفته بودن، نبودن
Հայերեն
չլինել, գնացած լինել
chlinel, gnatsats linel
Mein Schlüssel ist weg.
کلیدم نیست.
Frau Müller ist weg.
خانم مولر رفته است.
Der Kuchen ist weg.
کیک تمام شده است.
در این کاربرد A1 ترتیب واژههای آلمانی را طبیعی نگه دار.
fixed phrase meaning to be gone or away
بهترین معنی را انتخاب کن.