فردی از سازمان، سمت، تیم یا جایی رفتن، وقتی این خروج از نظر سازمانی مهم است
مثالهای طبیعی
Der überraschende Weggang der Finanzchefin verunsicherte die Investoren.
خروج غیرمنتظرهٔ مدیر مالی سرمایهگذاران را نگران کرد.
Nach dem Weggang des Trainers musste der Verein seine Saisonplanung anpassen.
پس از رفتن مربی، باشگاه مجبور شد برنامهریزی فصل را تغییر دهد.
Der Weggang mehrerer erfahrener Forscher schwächte das Institut innerhalb kurzer Zeit.
خروج چند پژوهشگر باتجربه در مدت کوتاهی مؤسسه را تضعیف کرد.
نکتهٔ کاربردی
«Weggang» از «Abreise» سازمانیتر و گزارشگونهتر است؛ «Abreise» معمولاً به حرکت برای سفر اشاره دارد. «Weggang» اغلب پایان یک نقش یا وابستگی را میرساند.
