معنی ۱neutral · 92%
چیزی را از جایی برداشتن یا از کسی گرفتن، بهطوری که دیگر آن را در اختیار نداشته باشد
مثالهای طبیعی
Die Eltern nahmen dem Kind das Handy für einen Abend weg.
والدین تلفن کودک را برای یک شب از او گرفتند.
Kannst du bitte die leeren Kartons vom Eingang wegnehmen?
میتوانی لطفاً کارتنهای خالی را از ورودی برداری؟
Bei einem Verstoß kann die Schule bestimmte Geräte vorübergehend wegnehmen.
در صورت نقض مقررات، مدرسه ممکن است برخی دستگاهها را موقتاً بگیرد.
نکتهٔ کاربردی
برای شخص، الگوی رایج jemandem etwas wegnehmen است: شخص داتیو و شیء آکوزاتیو.
