در برابر حمله، خواسته یا نفوذ ناخواسته از خود دفاع یا مقاومت کردن.
مثالهای طبیعی
Der Radfahrer wehrte sich gegen den Versuch, sein Rad zu stehlen.
دوچرخهسوار در برابر تلاش برای دزدیدن دوچرخهاش مقاومت کرد.
Sie wehrt sich gegen ungerechte Kritik.
او در برابر انتقاد ناعادلانه از خود دفاع میکند.
Wir müssen uns gegen den starken Druck wehren.
باید در برابر فشار شدید مقاومت کنیم.
نکتهٔ کاربردی
این فعل معمولاً بازتابی است: sich gegen بهعلاوهٔ آکوزاتیو؛ گذشتهٔ آن wehrte sich و پرفکتش hat sich gewehrt است.
درس کوتاه: wehren
در برابر حمله، خواسته یا نفوذ ناخواسته از خود دفاع یا مقاومت کردن. این فعل معمولاً بازتابی است: sich gegen بهعلاوهٔ آکوزاتیو؛ گذشتهٔ آن wehrte sich و پرفکتش hat sich gewehrt است.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «wehren» مطابقت دارد؟
