نخواستنِ انجام دادن یا پذیرفتن چیزی؛ این فعل معمولاً با sich میآید.
مثالهای طبیعی
Der Kunde weigert sich, die zusätzliche Gebühr zu zahlen.
مشتری از پرداخت هزینهٔ اضافی امتناع میکند.
Sie weigerte sich, den Namen zu nennen.
او از گفتن نامش خودداری کرد.
Wir weigern uns, die Entscheidung ohne Erklärung zu akzeptieren.
بدون توضیح، از پذیرفتن تصمیم خودداری میکنیم.
نکتهٔ کاربردی
sich weigern اغلب با zu و مصدر میآید: Sie weigert sich zu zahlen. گذشتهٔ ساده weigerte و پرفکت hat sich geweigert است.
درس کوتاه: weigern
نخواستنِ انجام دادن یا پذیرفتن چیزی؛ این فعل معمولاً با sich میآید. sich weigern اغلب با zu و مصدر میآید: Sie weigert sich zu zahlen. گذشتهٔ ساده weigerte و پرفکت hat sich geweigert است.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «weigern» مطابقت دارد؟
