معنی ۱neutral · 87%
مدتی نامشخص و معمولاً محدود
مثالهای طبیعی
Wir mussten eine Weile warten.
مجبور شدیم مدتی صبر کنیم.
Bleib doch noch eine Weile.
یک مدت دیگر بمان.
Nach einer Weile konnte ich mich wieder konzentrieren.
بعد از مدتی دوباره توانستم تمرکز کنم.
نکتهٔ کاربردی
eine Weile یعنی «مدتی» و nach einer Weile یعنی «بعد از مدتی». در این کاربرد روزمره معمولاً جمع بسته نمیشود.

