معنی ۱neutral · 90%
دارای رنگ سفید، مانند برف تازه یا شیر
معادلها در زبانهای پایه
فارسی
سفید
Հայերեն
սպիտակ
spitak
مثالهای طبیعی
Er trägt heute ein weißes Hemd.
او امروز یک پیراهن سفید پوشیده است.
Die Wand ist weiß.
دیوار سفید است.
Wir streichen die Tür weiß.
