دستور یا بخشنامهٔ رسمی که مقام یا نهاد دارای اختیار انتظار دارد اجرا شود
مثالهای طبیعی
Die Behörde handelte auf Weisung des Ministeriums.
اداره به دستور وزارتخانه عمل کرد.
Beschäftigte müssen rechtmäßige Weisungen ihres Arbeitgebers grundsätzlich befolgen.
کارکنان اصولاً باید دستورهای قانونی کارفرمای خود را اجرا کنند.
Die umstrittene Maßnahme ging offenbar auf eine interne Weisung zurück.
ظاهراً این اقدام بحثبرانگیز بر پایهٔ یک دستور داخلی انجام شده بود.
نکتهٔ کاربردی
«Weisung» از «Tipp» یا «Rat» رسمیتر و سلسلهمراتبیتر است و بسته به بافت میتواند انتظار یا الزام به اجرا را دربر داشته باشد.
