نامحتمل یا تصنعی، چون ارتباط یا توضیح ادعایی بیش از حد غیرمستقیم است
مثالهای طبیعی
Die Erklärung wirkt weit hergeholt und wird durch keine Quelle gestützt.
این توضیح دور از ذهن به نظر میرسد و هیچ منبعی آن را تأیید نمیکند.
Der behauptete Zusammenhang zwischen den beiden Vorgängen ist ziemlich weit hergeholt.
ارتباط ادعایی میان این دو رویداد بسیار دور از ذهن است.
Der Vergleich mit einer historischen Revolution ist mir zu weit hergeholt.
مقایسه با یک انقلاب تاریخی برای من بیش از حد دور از ذهن است.
نکتهٔ کاربردی
این تعبیر منطقِ پشت یک ارتباط را نقد میکند، نه صرفاً پیچیدگی آن را. یک استدلال پیچیده میتواند قابلقبول باشد، اما «weit hergeholt» تصنعی به نظر میرسد.
