معنی ۱neutral · 92%
اطلاعات، پیام، شیء یا مسئولیت را به فرد یا گروه دیگری منتقل کردن
مثالهای طبیعی
Bitte gib die neuen Zugangsdaten nicht an Dritte weiter.
لطفاً اطلاعات دسترسی جدید را به اشخاص دیگر منتقل نکن.
Kannst du mir das Buch nach dem Lesen weitergeben?
میتوانی بعد از خواندن کتاب را به من بدهی؟
Die Leitung gab die Verantwortung an das neue Team weiter.
مدیریت مسئولیت را به تیم جدید منتقل کرد.
نکتهٔ کاربردی
گیرنده میتواند بسته به ساختار با an + Akkusativ یا بهصورت مفعول داتیو بیان شود.
