معنی ۱neutral · 87%
تا حد زیادی؛ شامل بخش عمدهٔ چیزی
مثالهای طبیعی
Die Arbeiten sind weitgehend abgeschlossen.
کارها تا حد زیادی تمام شدهاند.
Im Team herrscht weitgehende Einigkeit.
در تیم تا حد زیادی توافق وجود دارد.
Die neuen Regeln entsprechen weitgehend den bisherigen Vorgaben.
قوانین جدید تا حد زیادی با مقررات قبلی مطابقت دارند.
نکتهٔ کاربردی
weitgehend معمولاً به معنی «وسیع از نظر فیزیکی» نیست؛ بیشتر گزاره را به «در بیشتر موارد / تا حد زیادی» محدود میکند.

