معنی ۱formal · 89%
دارای دامنه، نفوذ یا پیامدهای گسترده
مثالهای طبیعی
Die Reform könnte weitreichende Folgen für den gesamten Arbeitsmarkt haben.
این اصلاحات میتواند پیامدهای گستردهای برای کل بازار کار داشته باشد.
Das Gesetz räumt der Behörde weitreichende Kontrollbefugnisse ein.
قانون اختیارات نظارتی گستردهای به این نهاد میدهد.
Der Vorstand kündigte weitreichende Veränderungen in mehreren Geschäftsbereichen an.
هیئتمدیره از تغییرات گسترده در چند حوزهٔ کسبوکار خبر داد.
نکتهٔ کاربردی
این صفت معمولاً دامنه یا پیامد را توصیف میکند، نه فاصلهٔ فیزیکی واقعی.
