معنی ۱neutral · 87%
زمین که بهصورت کره در نظر گرفته یا نمایش داده میشود
مثالهای طبیعی
Auf der Weltkugel erkennt man die Lage der Kontinente besonders anschaulich.
روی کرهٔ زمین موقعیت قارهها بسیار روشن دیده میشود.
Von oben wirkte die Weltkugel still und grenzenlos verletzlich.
از بالا کرهٔ زمین آرام و بینهایت آسیبپذیر به نظر میرسید.
Im Saal stand eine bemalte Weltkugel aus dem frühen 18. Jahrhundert.
در سالن یک کرهٔ رنگآمیزیشده از اوایل قرن هجدهم قرار داشت.
نکتهٔ کاربردی
برای مدل فیزیکی، Globus معمولتر است؛ Weltkugel میتواند توصیفی یا ادبیتر باشد.
