کشوری با نفوذ سیاسی، اقتصادی یا نظامی کافی برای اثرگذاری بر امور در مقیاس جهانی
مثالهای طبیعی
Das Land entwickelte sich innerhalb weniger Jahrzehnte zu einer wirtschaftlichen Weltmacht.
این کشور طی چند دهه به یک قدرت اقتصادی جهانی تبدیل شد.
Der Krieg beschleunigte den Niedergang der einstigen Weltmacht.
جنگ افول آن قدرت جهانی پیشین را شتاب داد.
Nicht jede Atommacht ist automatisch eine Weltmacht.
هر قدرت هستهای لزوماً یک قدرت جهانی نیست.
نکتهٔ کاربردی
«Weltmacht» نفوذ گستردهٔ جهانی را توصیف میکند؛ «Supermacht» معمولاً برای قدرتی استثنائاً مسلط با تواناییهای بسیار گستردهتر به کار میرود.
