معنی ۱neutral · 89%
گشودگی و پذیرندگی نسبت به مردم، فرهنگها و ایدههای بیرون از محیط آشنای خود
مثالهای طبیعی
Die Stadt wirbt mit kultureller Vielfalt und ausgeprägter Weltoffenheit.
شهر خود را با تنوع فرهنگی و نگرش باز به جهان معرفی میکند.
Auslandsaufenthalte können Neugier und Weltoffenheit fördern.
اقامت در خارج میتواند کنجکاوی و جهانگشودگی را تقویت کند.
Die Universität versteht Weltoffenheit als festen Bestandteil ihrer akademischen Kultur.
دانشگاه جهانگشودگی را بخش ثابتی از فرهنگ دانشگاهی خود میداند.
نکتهٔ کاربردی
Weltoffenheit بیش از صرف تحمل است و علاقه و پذیرندگی فعال را القا میکند.
