برای چیزی تبلیغ کردن یا کوشیدن کسی را به کاری یا فعالیتی جذب کرد.
مثالهای طبیعی
Die Organisation wirbt für sauberes Trinkwasser.
سازمان برای آب آشامیدنی پاک تبلیغ میکند.
Das Unternehmen wirbt mit einem attraktiven Programm um neue Auszubildende.
شرکت با برنامهای جذاب بهدنبال جذب کارآموزان تازه است.
Er warb um ihre Unterstützung für das Projekt.
او برای پروژه از او درخواست حمایت کرد.
نکتهٔ کاربردی
werben فعل قوی است: wirbt، warb، hat geworben؛ ساختهای رایج آن für و um همراه آکوزاتیو هستند.
درس کوتاه: werben
برای چیزی تبلیغ کردن یا کوشیدن کسی را به کاری یا فعالیتی جذب کرد. werben فعل قوی است: wirbt، warb، hat geworben؛ ساختهای رایج آن für و um همراه آکوزاتیو هستند.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «werben» مطابقت دارد؟
