معنی ۱neutral · 87%
تبلیغات یا پیامهای ترویجی برای جلب توجه به محصول، خدمت یا سازمان
مثالهای طبیعی
Die Firma macht online viel Werbung für das neue Produkt.
شرکت برای محصول جدید تبلیغات آنلاین زیادی انجام میدهد.
Mich stört die viele Werbung zwischen den Videos.
تبلیغات زیاد بین ویدئوها اذیتم میکند.
Werbung kann Kaufentscheidungen beeinflussen.
تبلیغات میتواند بر تصمیمهای خرید تأثیر بگذارد.
نکتهٔ کاربردی
برای چیزی که تبلیغ میشود از für + Akkusativ استفاده میشود: Werbung für ein Produkt machen.

