معنی ۱neutral · 87%
ابزاری برای انجام کار عملی، دستی یا فنی
مثالهای طبیعی
Für die Reparatur brauchen wir das richtige Werkzeug.
برای تعمیر به ابزار مناسب نیاز داریم.
Bitte leg das Werkzeug nach der Arbeit wieder in den Schrank.
لطفاً بعد از کار ابزار را دوباره داخل کمد بگذار.
Dieses Werkzeug eignet sich zum Schneiden von Metall.
این ابزار برای بریدن فلز مناسب است.
نکتهٔ کاربردی
Werkzeug میتواند بهصورت مفردِ جمعی برای «ابزار» یا به شکل Werkzeuge برای چند ابزار مشخص بهکار رود.

