معنی ۱neutral · 87%
اهمیت مالی، عملی یا شخصیِ چیزی، یا یک مقدار عددیِ اندازهگیریشده
مثالهای طبیعی
Der Wert der Wohnung ist in den letzten Jahren gestiegen.
ارزش آپارتمان در سالهای اخیر افزایش یافته است.
Der gemessene Wert liegt bei 7,2.
مقدار اندازهگیریشده ۷٫۲ است.
Respekt ist für sie ein wichtiger Wert.
احترام برای او یک ارزش مهم است.
نکتهٔ کاربردی
الگوهای رایج: der Wert von etwas، einen Wert messen و einen hohen/niedrigen Wert haben.

