westliche Welt
C2اسمغرب، مغرب، مغرب زمین
JadoLearn Dictionary
westliche Welt یعنی غرب. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
غرب، مغرب، مغرب زمین
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
غرب، مغرب، مغرب زمین
غرب، مغرب، مغرب زمین
قابل معاشرت، انس گیر، آمیزگار
قابل معاشرت، انس گیر، آمیزگار
پادشاهی، مملکت، ملکوت
چرک، کثافت، چرکی
خطه، سرزمین، قلمرو
خطه، سرزمین، قلمرو
استوار، دج، متقن
استوار، دج، متقن
منزوی، صومعه نشین، تارک دنیا
منزوی، صومعه نشین، تارک دنیا
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.