معنی ۱neutral; formal · 82%
گفته یا وضعیتی که با موردی دیگر ناسازگار است، یا ابراز مخالفت.
مثالهای طبیعی
Gegen den Bescheid legte sie Widerspruch ein.
او به تصمیم اداری اعتراض کرد.
Seine Erklärung steht im Widerspruch zu den Zahlen.
توضیح او با ارقام تناقض دارد.
Niemand erhob Widerspruch gegen den Vorschlag.
هیچکس با پیشنهاد مخالفت نکرد.
نکتهٔ کاربردی
Widerspruch مذکر و جمع آن Widersprüche است؛ میتوان علیه چیزی اعتراض کرد یا از تناقض میان دو گفته سخن گفت.
درس کوتاه: Widerspruch
گفته یا وضعیتی که با موردی دیگر ناسازگار است، یا ابراز مخالفت. Widerspruch مذکر و جمع آن Widersprüche است؛ میتوان علیه چیزی اعتراض کرد یا از تناقض میان دو گفته سخن گفت.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «Widerspruch» مطابقت دارد؟
