معنی ۱neutral · 87%
آنقدر متفاوت به نظر رسیدن یا رفتار کردن که گویی شخص دیگری شده است
مثالهای طبیعی
Nach ein paar Tagen Urlaub kam sie wie ausgewechselt zurück.
بعد از چند روز مرخصی طوری برگشت که انگار آدم دیگری شده بود.
In der zweiten Halbzeit spielte die Mannschaft wie ausgewechselt.
تیم در نیمهٔ دوم کاملاً متفاوت بازی کرد.
Seit dem Gespräch wirkt er wie ausgewechselt und deutlich gelassener.
از آن گفتوگو به بعد انگار کاملاً عوض شده و خیلی آرامتر است.
نکتهٔ کاربردی
این عبارت اصطلاحی است و به معنای عوضشدن واقعی فرد نیست؛ بر تفاوت چشمگیر با حالت قبلی تأکید دارد.
